بدون عنوان
در واپسین لحظه ها گم شدم!
در جریان که هستید هنوز دارم تمیز کاری می کنم، کار بسیار وقت گیری شده اما نمی دانم چه اصراری دارم که حتماً انجامش بدهم.... بازهم لینک های حذفی را در ادامه مطلب می آورم امروز وقتی بود نشستم و پیوندهای وبلاگ را الک کردم. برخی دیگر نمی نویسند،برخی فیلتر شده اند، برخی اصلا حذف شده اند! تازه متوجه شدم چه مدت طویلی است که سری به آنها نزده ام... هم شرمنده شدم هم ناراحت. شرمندگی اش که کاملا واضح است از برای چیست، اما ناراحتی برای آن بود که برای خودم مشخص شد چقدر نحوه زندگیم دستخوش تغییر شده است. به هر حال قسمت لینک های پایین صفحه را مرتب کرده ام. لینک های بالای صفحه را هم سعی می کنم هر چه سریع تر به روز کنم. لینک های حذف شده را در ادامه مطلب آورده ام تا مشخص باشد. موفق باشید انگار تنها آرزوی تو پرواز بود و بس . . . شادمانه پریدی . . . اما آیا هیچ فکر کرده بودی خاطره خواهی شد . . .!
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اصلا چی می گفتم؟!!!!
اساسی ترین مشکل از همان
جایی شروع شد که اسمش را گذاشته اند بزرگ شدن، نمی دانم خوب بود یا بد
بود،حق بود یا نه!اما خیلی وقت ها دل تنگی کودکی آزارم می دهد. بعد از
بزرگ شدن انگار بین من و دنیای اطرافیانم فرسنگ ها فاصله افتاد . . . باور
ها، آرزوها، تفکرات، دیدگاه ها، اهداف ... همه و همه . . . دیگر شباهت
آنچنانی باقی نماند و من در میان یک جماعت آدم هنوز تنهای تنها ایستاده ام
و درک نمی کنم در میان این هیاهو چرا فقط من غریبم!!!!!!!
انگار زندگی من به بیراهه می رود . . .
همین


