تبليغاتX
بدون عنوان

بدون عنوان

در واپسین لحظه ها گم شدم!

فکر نمی کردم نبودنت اینچنین در من اثر کند

به انتظارم . . .

نمـی دانم تا به کی مبـهـوت خـواهـم مانــد



آیا براستی دیگر باز نخواهی گشت؟!!!




نوشته شده در هشتم بهمن 1386ساعت 2:4 توسط لیندا| |


دفتر خاطره ام پر شده است از خط سیاه
چه کسی بود که در ورطه هولناک وجود
سربلند کرد و گفت:
من هیچم!

دفتر خاطره ام پر شده است از کابوس
چه کسی جرات کرد پای خود را محکم
بر زمین کوبد و گویه خود را به فریاد تبدیل کند؟
چه کسی بود که در عمق فنا می خندید!
فلسفه زندگی را از نو معنا می کرد!!


نه! من نبودم
هرگز!!
نوشته شده در پنجم بهمن 1386ساعت 12:45 توسط لیندا| |




آنچنان تنهایم که خود باورم نیست!
نوشته شده در پنجم بهمن 1386ساعت 10:6 توسط لیندا| |