بدون عنوان
در واپسین لحظه ها گم شدم!
اما چیزی برای نوشتن باقی نیست، من هنوز یاد نگرفته ام که حرفهایم را بیان کنم (سخت است!).
این بازی link هم جالب است، اجازه می گیریم و اجازه می دهیم... هر کس دوست داشت بی اجازه هم می تواند.
با اجازه همه، چون وقت ندارم که اجازه بگیرم ( و خودخواه هم هستم )، site ها و weblog هایی را که دوست دارم در قسمت پیوند های روزانه اضافه می کنم.
و ؟
مرسی از comment ها!
بسیار مشغولم، اگر وقتی باشد پست جدید هم می گزارم.
ماندگار شدم...
در خانه ی خودم!
در تهران ، در شهر خودم!اما دوباره احساس غربت می کنم.
عادت کرده بودم به سفر کردن های مکرر، به طی کردن جاده ها ،به هرآنچه سخت بود!
فکر می کردم دیگر دلتنگ نخواهم شد.
اما فکر بیهوده ای بود.
تمام شد
Sunday September 24, 2006 - 01:48pm


