تبليغاتX
بدون عنوان

بدون عنوان

در واپسین لحظه ها گم شدم!

کلی زمان گرفت تا رسیدم به نوشتن!
اما چیزی برای نوشتن باقی نیست، من هنوز یاد نگرفته ام که حرفهایم را بیان کنم (سخت است!).




این بازی link هم جالب است، اجازه می گیریم و اجازه می دهیم... هر کس دوست داشت بی اجازه هم می تواند.
با اجازه همه، چون وقت ندارم که اجازه بگیرم ( و خودخواه هم هستم )، site ها و weblog هایی را که دوست دارم در قسمت پیوند های روزانه اضافه می کنم.




و ؟

مرسی از comment ها!





بسیار مشغولم، اگر وقتی باشد پست جدید هم می گزارم.

نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1385ساعت 2:25 توسط لیندا| |
Entry for September 24, 2006



ماندگار شدم...
در خانه ی خودم!
در تهران ، در شهر خودم!اما دوباره احساس غربت می کنم.
عادت کرده بودم به سفر کردن های مکرر، به طی کردن جاده ها ،به هرآنچه سخت بود!
فکر می کردم دیگر دلتنگ نخواهم شد.
اما فکر بیهوده ای بود.

تمام شد

Sunday September 24, 2006 - 01:48pm
نوشته شده در دوم مهر 1385ساعت 13:48 توسط لیندا| |